رسیدی! دقیقا همان موقع که باید! در دهانه سیاهچال بی تفاوتی ها. در آستانه احتزاز دست ها به نشانه تسلیم.گمانم دید قلب نیمه جانم را چشمان نافذ دِلَت. شنید آوای خسته ولی آشنایش را و آمد که جان بخشد نقطه نقطه ی روح و جسمم را.
گرمای قلب مهربانش بود یا شعشعه خیره کننده پرتو خورشید بِروی گیسوان بلندش نمیدانم. وسعت بی اتمام زیبایی مردمکانش بود یا سِحر کلمات جادویَش نمیدانم.هر چه بود، عشق بود!او به من دوست داشتن را طوری آموخت که تا حال نمیدانستم.پ.ن: سال ۲۰۲۴ میلادی رو رو ابرا به پایان کار میرسونم. خدایا
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
و باز زمستان رسید و دانه های نرم برف بارید بِروی پَستی ها و بلندی های خاطر مان در سالی که گذشت. بارید تا لکه های شوم بختی را بپوشاند در حافظه هامان برای همیشه. شاید هم خواست تا بنشیند بر بلندای روحمان در خاصترین لحظه های امسال تا زینتی باشد در خور تابلوی جاودان ذهن.آری بلندترین نقطه ای که روح من از ازل به خود دیده و آن هم، همه از منت حضور تو.
پ. ن.:تو برای من اثبات قانون بیستم شمس هستی که میگه: عشق، قانون شکن ترین قانون هستی است.
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
عشق در نگاه اول خوب است ولى عشق در نگاههاى بعدى چيز ديگريست. در نگاه اول زواياى پنهان را نخواهى ديد و حسى كه به وجود ميآيد بر اساس حس بينايى توست. اما در نگاههاى بعديست كه او را جست و جو ميكنى، ميشناسى و عاشق تماميت وى ميشوى. او را دوست خواهى داشت، نه از روى ظاهر كه از روى شناخت. همينجاست كه متوجه ميشوى سلول به سلول او را با تمام وجودت دوست دارى.
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
یا عزیز
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
جلال آل احمد
نفرین زمین
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی
دنیای سوفی، یوستن گاردر
برچسب:
نویسنده: آرشان مرادی